خرید بک لینک
وقتی یکی از نعمت های الهی از ما گرفته می شود یا یکی از بلاهای طبیعی بر ما نازل میشود، یعنی ما نسبت به آنچه داشته ایم ناشکری کرده و ناراضی بوده ایم، یعنی ما بد بوده ایم، بد کرده ایم و بد گفته ایم.

حالا باید دعا کنیم که خداوندا ما را ببخش و بارش برف و باران را از ما دریغ مدار.

برچسب: دعای باران,دعاي باران,دعای باران صحیفه سجادیه,دعای باران نیسان,دعای باران رزق,دعای باران چتر,دعای باران در صحیفه سجادیه,دعای باران در نهج البلاغه,دعاي باران صحيفه سجاديه, نویسنده: یگانه سلطانی تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 11:31

یازده ماه گذشت ...

بعضی ها دلشان شکست...

بعضی ها هم دل شکاندند ...

خیلی ها عاشق شدند و خیلی ها هم تنها ...

خیلی ها از بین ما رفتند و خیلی ها بین ما آمدند...

زندگی بر خلاف آرزوهای ما گذشت...

چند روز بیشتر نمانده است، چند روز از همه آن خاطره ها !!!

آرزو دارم امسال سال خوبی در پیش داشته باشیم.


برچسب: تقویم سال جدید 1392,جک جدید سال 1392,اهنگهای جدید سال 1392,بازی جدید سال 1392,دانلود آهنگ جدید سال 1392,ترول های جدید سال 1392,ترانه های جدید سال 1392,دانلود اهنگهای جدید سال 1392,کارتون های جدید سال 1392,نوحه های جدید سال 1392, نویسنده: یگانه سلطانی تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 11:31

گاهی هیچ چیز نیست، هیچ کلامی برای گفتن، هیچ کاری برای کردن، هیچ نگاهی برای دیدن، هیچ فکری برای نوشتن... انگار هست و نیست، انگار نیست و هست... میخواهی بنویسی اما کجاست قلم پر حرف؟! کجاست زمان پر وقت؟! کجاست اندیشه و کلمه و کاغذ؟! کلمه ها می آیند، نوشتن نمی آید، انرژی می آید راه رفتن نمی آید. می مانی چه بنویسی، از خودت سوال میکنی چرا ننوشتم؟! چرا دیرزمانی است قلم به دست نگرفتم؟! قهر کردی؟! لج کردی؟! تنبلی میکنی؟! تو چه مرگ و میرت است؟! چرا نوشتن را رها کردی و چسبیدی به چیزهایی که روحت را تخلیه نمی کند؟! به درس هایی که دیگر به آن ها علاقه نداری و کاری که ا

برچسب: نامه ای برای خودم,نامه ای به خودم,نامه اي به خودم,نامه ای به خودم و مسئولیت های ما,نامه ای به خودم و مسئولیت هایم,نامه ای خودم,نامه ای به خودمان,نامه ای به خودم و مسئولیت های من,نامه ای به خودم کودکانه,نامه ای به خودم در مورد مسئولیت هایم, نویسنده: یگانه سلطانی تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 11:31

این بار هم تمام شد ! صبح که برای نماز عید فطر می رفتم نه شاد بودم و نه غمگین ! اما دلتنگ بودم ! اعتراف می کنم برای اولین بار بود که چنین بودم، احساس می کردم یکی دارد خدایم را از من می گیرد، اما می گفتم : خدا که در کنار توست !!! شبیه روزهایی شده بودم که وقتی نوبت خداحافظی از عزیزی فرا رسیده بود و من دلگیر شده و احساس می کردم او دیگر نیست. اینبار فکر می کردم خدا با تمام شدن ماه رمضان از کنارم رفت و نیست. باز خود را دلداری می دادم که خدا در کنار توست، همیشه ، همه جا ، در همه حال ... خدا از رگ گردن به تو نزدیکتر است، کسی نمی تواند او را از تو بگیرد، او خدای توست. چقدر

برچسب: نویسنده: یگانه سلطانی تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 11:31

میدانم که همه ما به پدرانمان دلخوشیم. پدری که اگر نباشد بی شک ساختمان خانواده در هم میریزد.همه ما میدانیم،وقتی پدر نیست عجیب همه چیز در هم میریزد.پدر شبانه روز کار میکند،زحمت میکشد،نگران است و غصه میخورد،و ما همه به او تکیه دادیم.سوالی دارم و سوالم این است ما که به پدرانمان دلخوشیم و به او تکیه داریم،پدر به چه کسی تکیه میکند؟ میدانم این روزها پدرم همه ناراحتی ها را در خود میریزد. و ما مشکلاتمان را در روح و جان و ذهن و دل و دیده او میریزیم و چه بی خیال.

برچسب: پدر,پدرخوانده,پدر آن دیگری,پدر سالار,پدر و مادر,پدرخوانده 2,پدر شعر,پدر و پسر,پدرم رفت,پدر و دختر, نویسنده: یگانه سلطانی تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 11:31

پیش از آنکن موبایل و اینترنت اختراع و استفاده شان زیاد باشد ، من و خواهرانم با هم نامه نگاری میکردیم و نامه ها را کنار اتاق یا زیر در اتاق وارد میکردیم.هرچند فاصله ای با هم نداشتیم اما با نوشتن پیام های خود را به همدیگر انتقال میدادیم.نامه نگاری فقط برای راه های دور نیست، هرچند دیگر عمل نامه نوشتن از میان رفته است، اما من هنوز از این تکنیک استفاده میکنم و فقط راه ارسال نامه هایم به روش نوین است( اینترنت) .من تا به حال برای خیلی از آدم ها نامه نوشتم. دوستم، پدرم، خواهرم، برادرم، همکلاسی ام ، همکارم و ... گاهی یک نسخه از آنها را یادگاری نگه داشته ام و گاهی

برچسب: نامه مردم,نامه اداری,نامه نیوز,نامه عاشقانه,نامهای ایرانی,نامهای دخترانه,نامهای پسرانه,نامه نگاری,نامه 31 نهج البلاغه,نامه درخواست وام, نویسنده: یگانه سلطانی تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 11:30

قبول دارم گرفتاری و مشکلات همه زیاد و هرکس سرگرم حل کردن مشکل و گرفتاری خودش است، یا آنقدر زندگی آن را به خودش سرگرم کرده که از عهده سرگرم کردن دیگران عاجز است.منش دوستی من، منش انسانیت من اما کمی فرق دارد، حداقل با این دوستان مجازی، البته این دوستان ابتدا واقعی بودند و رفته رفته مجازی شدند.رفیقی دارم که ۶ سال با او دوست هستم در هرکاری به او کمک کردم، کمک مالی، معنوی، مشاوره ، کاری، عاطفی و ... اما دیروز از او خواستم در اثاث کشی محل کارم به من کمک کند و چراغ ها را نصب کند، نکرد و گفت: مگر من نوکر تو هستم؟!جالب است ۶ سال تمام کار تبلیغات و طراحی او را انجام د

برچسب: نویسنده: یگانه سلطانی تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 11:30

صفحه بندی